توضیحات کامل :

دانلود تحقیق رشته روانشناسی

تشریح دیدگاه های صاحبنظران در زمینه خودشکوفایی

 
 
 
 
 
 
 

تعریف خود شکوفایی

   خود شکوفایی یعنی حداکثر تحقق و رضایت خاطر از استعدادها، امکانات و توانایی های فردی. نویسندگان متعددی کوشیده اند تا به تعریف و توصیف فرد خودشکوفا بپردازند. کومپس و اسنیکس  (1998) در تعریف فرد خود شکوفا به ویژگیهای یک فرد خود بنده اشاره می کنند. طبق این تعریف فر د خود شکوفا فردی است که به خود بسندگی رسیده باشد. فرد خود بسنده برداشت مثبتی از دیگران دارد. این افراد دارای خود انگاره مثبتی هستند و به پذیرش خود رسیده اند.
 
 همچنین فرد خود بسنده فردی است که دیگران را نیز می پذیرد. به علاوه فرد خود بنده از تمامی ادراکات خود آگاه است و قادر است که تمام ادراکات خود را بدون تحریف بپذیرد. از نقطه نظر رفتار گرایی فرد خود بنده از طریق رفتار کارآمد مشخص می شود. از این رو این افراد اسیر رفتارهای دفاعی خود نیستند و دارای گشودگی به سوی تجربه هستند. این افراد خود انگیخته و خلاق هستند و به دلیل داشتن احساسات ایمن می توانند فرصتها، تجربه ها وکنکاشهای فراوانی داشته باشند. 
 
این افراد دارای احساس ایمن بوده و دیگران را می پذیرند. آن ها قادرند کارکرد مستقلی داشته و احساسات، باورها و نگرش های هدایت کننده ی رفتار خود را بشناسند. در نهایت انسان خود بسنده فردی مهربان است. این افراد می توانند از روی عطوفت با دیگران رابطه برقرار کنند نه از سر خصومت و ترس. در بخش پیرامون تمایل به خود شکوفایی، راجرز اشاره می کند که تمایل به خود شکوفایی از طریق رشد و انگیزش متمایز شدن، استقلال و مسئولیت شخصی تجلی پیدا می کند. برداشت راجرز از انسان برخوردار از کارکرد کامل مشابه مفهوم انسان خود بسنده ی مطرح شده از سوی کومپس و اسنیکس است. راجرز برای انسان برخوردار از کارکرد کامل سه ویژگی قائل است. 
 
1: این افراد گشوده به سوی تجربه هستند و به تمامی محرک های درونی و بیرونی توجه دارند. آنان نیازمند رفتار دفاعی نیستند و کاملا از خود ومحیط آگاهند. این افراد احساس های مثبت و مفنی را بدون سرکوب کردن آن ها تجربه می کنند.
 2: انسان برخوردار از کارکرد کامل دارای تجربه وجودی است. تمامی لحظات برای آن ها تجربه ای جدید است و زندگی برای آن ها ثابت نیست، بلکه سیال است. این افراد دائما در حال تغییر بوده و منعطف و سازگارند. 
3: انسان برخوردار از کارکرد کامل ارگانیسم خود را به عنوان وسیله ای ارزشمند و قابل اعتماد برای اقدام به رضایت بخش ترین رفتارها در هر لحظه از زندگی در نظر می گیرد. رفتار این افراد از درون هدایت می شود و دارای کانون کنترل درونی هستند. از آنجائیکه این افراد به روی تمامی تجارب گشوده هستند لذا نسبت به تمامی رفتارهای خود آگاهند از دیدگاه راجرز انسانن خود شکوفا دارای ویژگی های فوق الذکر می باشد ( سعیدی نژاد، زهره، 1387).
 
 
   ارل کلی نیز می کوشد تا انسان برخوردار از کارکرد کامل را با اصطلاح مشابهی توصیف کند. از دیدگاه وی، چنین انسانی در مورد خود مثبت می اندیشد و با آگاهی از محدودیت های خود نیز احساس شایستگی و توانمندی می کند. این افراد در مورد دیگران نیز مثبت می اندیشند و به اهمیت خود به عنوان فرصتی برای رشد خود واقف اند. انسان برخوردار از کارکرد کامل به جای هدایت شدن از جانب مقتضیات بیرونی از طریق ارزش های انسانی هدایت می شود. این افراد خلاق اند. یکی از ویژگی های انسان برخوردار از کارکرد کامل که به وسیله ی راجرز و یا کومپس واسینکس به آن اشاره نشده است، آن است که این افراد اشتباهات خود را به عنوان فرصتی برای یادگیری و بهره برداری مثبت از آن تلقی می کنند ( پترسون، 1985).
 
 
2-3-2- دیدگاه برخی روان شناسان در مورد خود شکوفایی
1-2-3-2- دیدگاه آلپورت  (انسان بالغ)
   از دیدگاه آلپورت، انگیزه شخصیت سالم اهداف و برنامه های آینده اوست. داشتن مقاصد دراز مدت ( که سرانجام به طور کامل به دست نمی آیند)، سنجیده و آگاه، شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز می کند و بهترین راهنما برای فهم رفتار کنونی انسان است. ماهیت ارادی شخصیت سالم، یعنی تلاش برای آینده، به کل شخصیت آدمی یگانگی و یکپارچگی می بخشد. روان نژندها مقاصد دراز مدت ندارند و شخصیت شان در نظام های جزئی نامربوط و عاری از نیرویی یگانه ساز تباه می شود. ماهیت ارادی شخصیت فایده دیگری هم دارد که همانا افزایش سطح تنش فرد است. انسان های سالم نیاز مداومی به تنوع و احساس  و درگیری تازه دارند و تنها از راه اهمین تجربه ها و فعالیت های تنش زا است که فرد می تواند به خود ببالد. افراد سالم و خود شکوفا فعالانه در پی اهداف و امیدها و رویاهای خویش هستند و رهنمون زندگیشان معنا جویی و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف هیچ گاه پایان نمی پذیرد. اگر هدفی را باید کنار گذاشت، باید بی درنگ انگیزه¬ی نوینی آفرید. افراد سالم به آینده می اندیشند و در آینده زندگی می کنند (شولتس ، ترجمه خوشدل، 1385).
 
 
آلپورت اصطلاح «انسان بالیده» برای بیان مفهوم شخصیت سالم و خود شکوفا استفاده می کند. به عقیده ی او، این گونه اشخاص از خود گسترش یافته و خود شناسی بالایی برخوردارند. آنان خود را می پذیرند، بنابراین از امنیت عاطفی برخوردارند، ادراک واقع بینانه¬ای از دنیای اطراف خود دارند، می توانند با دیگران ارتباطی صمیمانه بر قرار کنند. علاوه بر این، آنان از فلسفه زندگی یکپارچه ای برخورداند که زندگیشان را به سوی اهداف آینده هدایت می کند. آنان همچنین می خواهند در راه تلاش برای ارضای انگیزه های شان به عالی ترین سطوح مهارت و شایستگی دست یابند و کارشان را به بهترین نحو ممکن به انجام برسانند (شولتس، شولتس، ترجمه ی سید محمدی، 1381).
 
 
2-2-3-2 دیدگاه راجرز  (انسان با کنش کامل)
   راجرز در بیان دیدگاهش نسبت به شخصیت سالم، گرایش و انگیزه ی اصلی انسان را خود شکوفایی می داند. او معتقد است که ارگانیستم انسان فقط یک گرایش اساسی دارد و آن هم عبارت است از تحقق بخشیدن به خویستن و حفظ، تداوم و تقویت آن. به نظر او خود شکوفایی گرایش ارگانیسم به رشد و تکامل یافتن از یک وضع ساده به یک سازمان پیچیده، از اتکا به استقلال، از قالبی بودن به انعطاف پذیری، تغییر، تحول و آزادی بیان و عمل است. نکته مهمی را که در تلقی راجرز از شخصیتت سالم باید پیش روی داشت، این است که شخصیت سالم روند است، نه حالت بودن، مسیر است و نه مقصد. تحقق خود پیش می رود، هیچ گاه پایان نمی پذیرد و وضعیتی ایستا ندارد. دومین نکته ی تحقق خود این است که روندی دشوار و گاه دردناک است. مستلزم آزمون پیوسته و گسترش و انگیزش همه ی توانایی ها و استعدادهای شخصی است. سومین نکته این است که، کسانی که به تحقق خود می پردازند، به راستی خود شان هستند و خود را پشت نقاب ها پنهان نمی کنند و به آنچه نیستند تظاهر نمی کنند یا در برابر بخشی از خود سپر نمی گیرند (شولتس، ترجمه ی خوشدل، 1385).
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهرست مطالب
3-1- خود شکوفایی 4
1-3-2- تعریف خود شکوفایی 4
2-3-2- دیدگاه برخی روان شناسان در مورد خود شکوفایی 6
1-2-3-2- دیدگاه آلپورت (انسان بالغ) 6
2-2-3-2 دیدگاه راجرز (انسان با کنش کامل) 7
3-2-3-2 دیدگاه مازلو (انسان خود شکوفا) 8
3-3-2 چهارده ویژگی افراد خود شکوفا 11
4-3-2- ماهیت آشفتگیهای هیجانی 14
5-3-2 مقایسه دو انگیزه اساسی 15
6-3-2 انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند 17
4-1- تصویر ذهنی از خدا 21
1-4-2- تعریف مفهومی از تصویر ذهنی از خدا 22
2-4-2- پیشینه نظری از مفهوم تصویرذهنی از خدا 22
3-4-2- تصویر ذهنی از خدا در بافت ارتباطی 23
4-4-2- ریشه های سنت روان تحلیل گری در مفهوم سازی تصویر ذهنی از خدا 24
5-4-2- نظریه دلبستگی و تصویر ذهنی از خدا 25
6-4-2- ادراک خدا و تصویر ذهنی از خدا به عنوان سازه های فرهنگ وابسته 27
1-6-4-2- رابطه ی سلامت روانی با تصویرذهنی از خدا و کیفیت دلبستگی 30
فهرست منابع 38
Reference 39
منابع